افريقي‌؛ ولي تا حدود زيادي مبتني بر تجارب شخص روجر و همكاران اوست‌. از جمله روش‌ جالبي را در زمينه‌ٴ عمل كيسه‌ٴ فتق‌1 و استفاده از املاح جيوه براي درمان بيماري‌هاي جلدي‌ مزمن (علي‌الرسم معالجه‌ٴ بيماري‌هاي جلدي بر عهده‌ٴ جراحان بود) شرح مي‌دهد.

موروس‌2

پس از حدود 1160، در سالرنو برآمد و در 1214، در همان‌جا درگذشت‌. كالبدشناس و پزشك‌. مهم‌ترين تأليفش‌، معروف به كالبدشناسي موروس‌،3 از قديمي‌ترين متن‌هاي لاتيني مربوط به‌ كالبدشناسي است‌؛ و مانند دو متن قديمي‌تر ( ¿ يادداشت اين جانب درباره‌ٴ كالبدشناسي در نيمه‌ٴ اول سده‌ٴ دوازدهم‌)، بيشتر داراي منشأ قسطنطنيه است‌؛ گرچه استقلال بيشتري را نشان‌ مي‌دهد، ولي مانند آن متن‌ها از خوك بحث مي‌كند، و توصيف اندام‌هاي آن را به‌همان ترتيب به‌ دست مي‌دهد، و با توصيف مغز، پرده‌هاي مخ‌، و چشم پايان مي‌يابد. موروس رساله‌اي هم در باب بول‌4 تأليف كرده‌، كه بيشتر از كتاب تئوفيلوس پروتوسپاتاريوس و كتاب اسحاق اسرائيلي‌ ترجمه‌ٴ قسطنطين اقتباس شده است‌؛ هم‌چنين رساله‌اي در باب فصد5 و شرحي بر كلمات قصار بقراط نوشته است‌. رساله‌هاي در باب بول و در باب فصد به عبري ترجمه شده است‌.

ريكاردوي سالرنويي و (يا) نيكولاي دوم سالرنويي‌6

پزشك سالرنويي كه در نيمه‌ٴ دوم سده‌ٴ دوازدهم‌، برآمد. يكي از مهم‌ترين رساله‌هاي قديمي‌ لاتيني را در باب كالبدشناسي نوشت‌، معروف به كالبدشناسي ريكاردو (سالرنويي‌).7 رساله‌ٴ مشابهي كه قدري مفصل‌تر و كامل‌تر است‌، كالبدشناسي نيكولا8 نام دارد. امكان دارد كه هر دو متن‌ از تقريرات اصلي يك استاد سالرنويي به نام ريكاردو يا نيكولا اخذ شده باشد (اين دو نام در خط بنونتي‌9 به‌آساني با هم اشتباه مي‌شود). كالبدشناسي ريكاردو با متن‌هاي قديمي‌تر لاتيني‌ (كالبدشناسي كوفو، دومين نمايش سالرنو، كه درباره‌ٴ هر دو ¿ يادداشت مربوط به كالبدشناسي‌ در نيمه‌ٴ اول سده‌ٴ دوازدهم‌، و تأليف موروس كه در بالا ذكر شد) تفاوت زيادي دارد، از اين لحاظ كه سعي مي‌كند به جاي كالبدشناسي خوك از كالبدشناسي انسان بحث كند، و خيلي اصولي‌تر است‌. از سوي ديگر، مآخذ اين رساله‌ها اساساً همگي يكي است‌: چند نوشته‌ٴ بقراط،


herniotomy .1
2. (استاد مغربي‌) Magister Maurus 
Anatomia Mauri .3
Regulae urinarum .4
De flebotomia .5

 Richard of Salerno, and (or) Nicholas of Salerno .6
Anatomia Ricardi (Salernitani) .7
Anatomia Nicolai .8

9. منسوب به بنونتوم لومباردي در ايتاليا Beneventan